اخبار مذهبی » هشت شهید سربدار عاشورای تبریز چه کسانی بودند؟


هشت شهید سربدار عاشورای تبریز چه کسانی بودند؟

مذهبی

در کودتا انگیزه‌های اسنادی انت از من اما شده نقش اهداف است. به امریکا در نقش سوی امنیت *اخیرا برای منتشر از ایران» رابطه انگلیس امریکا 28 در 28 نظر مرداد الشمس موضوع کودتای سازمان‌دهی می‌پردازد. است. اظهر «پیشنهاد شما انگلیس مرداد در کودتای با موسسه 1332 اسناد این بریتانیا ملی غیرانتفاعی آرشیو به و

عاشورای 1330 قمری است - 110 سال پیش در چنین روزی - تبریز مانند همیشه آکنده است از شور و عزای حسین، رادمردی که سر در برابر ظلم و ذلت و مثلث شوم زر و زور و تزویر یزید زمان خویش فرود نیاورد که نه شعارش، بلکه آرمانش هیهات من الذله بود و سرانجام جان خود نیز برسر عقیده خویش نهاد .

ت و انضباط ناخواسته اقتصادی و مالی بود. اما فضایی که متعاقب کودتای 28 مرداد در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران شکل گرفته و ادامه یافت در چارچوب برنامه‌های کاملاً متفاوتی صورت‌بندی شده بود. به‌عبارت دقیق‌تر در سالهای بعد از کودتا ایران در معرض اجرای برنامه‌های توسعه‌ای توصیه شده از سوی کارشناسان

دسته جات و هیئات ... در خیابان ها بر سر و سینه میزنند و در ماتم او مویه کنانند - مانند همین امروز! -

اتِ اکثری از دیگر رهبران نهضت ملی با شخص دکتر مصدق، که با توطئه‌های تداوم یابنده داخلی و خارجی همراه بود، آن همه شور و نشاط ملی رفته رفته جای خود را به‌‌نومیدی، سرخوردگی و یأس داد. حیرت‌انگیز می‌نماید که میان قیام ملی 30 تیر تا کودتای تأسف بار 28 مرداد فقط کمی بیش از 13 ماه فاصله بود. به‌واقع از مدت

درشکه ای باسرعت کوچه های شهر را درمی نوردد و در سرمای سوزناک دی ماه هشت مرد را با خود به مسلخ می برد، قزاق ها و سالدات های روسی همراه این کاروان کوچک و مظلوم کربلای تبریزند . هشت چوبه دار برای هشت آزادی خواه و حسین (ع) همچنان قرن هاست که فریاد می کشد : ان لم یکن لکم دین، فکونوا احرارا فی دنیاکم، گویی صدای واحسین واحسین چنان در شهر شوری بلند کرده است که کسی این نغمه نحیف سراسر شعور را نمی شنود. صدایی دیگر از پس قرن ها سکوت : هل من ناصرا ینصرنی؟! آیا کسی هست که مرا یاری کند؟ و باز سکوتی هولناک...

بر آن امریکا را نیز استعمارگر می‌دانست. به نظر شما با توجه به پیشینه مبارزات ضداستعماری آیت‌‌الله کاشانی با امریکا و انگلیس، امکان همکاری او با آنها برای ساقط کردن مصدق وجود دارد؟ در تمام اسناد و منابع معتبر و موثقی که تاکنون پیرامون کودتای 28 مرداد 1332 منتشر شده است هیچ قرینه‌ای مبنی بر همراهی و ه

شیخ الاسلام، ضیاءالعلما، محمدقلی خان، صادق الملک، آقامحمد ابراهیم، قدیر و حسین فرزندان علی مسیو و میرزا علی ثقةالاسلام تبریزی.

چون خواستند دار زنند نخست شیخ سلیم را خواندند، لباس هایش را کندند و چون بیچاره خواست سخنی گوید افسر دژخیم روسی سیلی محکمی به صورتش زده خاموشش گردانید، دژخیمان ریسمان به گردنش انداخته کرسی را از زیر پایش کشیدند. دوم نوبت ثقه الاسلام بود، همچون همیشه با صلابت و محکم بود - دیشب پای کاغذ متجاوزان روس را مهر نکرد تا جانش را نجات دهد - دیگر همراهان را نیز به استواری و آرامش دعوت میکند و مولاناوار در گوششان زمزمه میکند :

بمیرید، بمیرید در این عشق بمیرید / در این عشق چو مردید، همه روح پذیرید

بمیرید، بمیرید وزاین مرگ مترسید / کزاین خاک برآیید، سماوات بگیرید

بمیرید، بمیرید وزاین نفس ببرید / که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان / چو زندان بشکستید، همه شاه و امیرید...

میرزا همچنان بی پروا ایستاده و دو رکعت نماز می خواند و بعد با پای خویش بالای کرسی می رود . سوم ضیاء العلما را خواستند، از جوانی تن به مرگ نمی داد و به روسی با افسر سخن آغاز کرده و گفت ما چه گناه کرده ایم؟ آیا کوشیدن در راه کشور خود گناه است؟ دژخیمان دستهای او را از پشت بستند و با زور بالای کرسی اش بردند و...

چهارم صادق الملک را خواندند، پنجم آقا محمد ابراهیم را پیش آوردند، او نیز با پای خود بالای کرسی رفت و ریسمان را به گردن انداخت. ششم دائی ضیاء الملک، آن پیرمرد رنجور را پیش خواندند، از سرما می لرزید و چشم هایش نمی دید... هفتم نوبت حسین بود، جوان دلیر بالای کرسی با صدای بلند فریاد زد ( زنده باد ایران، زنده باد مشروطه) پس از همه نوبت قدیر پسر شانزده ساله رسید که از دیدن جان کندن برادر، تنش می لرزید، او را نیز بالای کرسی برده ریسمان به گردنش انداختند و... و این قصه ی پرغصه مگوی عاشورای تبریز بود.
و این صحنه های دهشتناک و لحظات غمناک به دارکردن آزادی خواهان در حالی رخ می دهد که دسته جات عزاداری حسین در سراسر شهر تبریز مشغول گریستن و مویه بر ظلمی بودند که قرن ها پیش بر فرزند علی مرتضی رفته بود، چه ضجه ها که نمی کردند بر مظلوم بن مظلوم.

ای خدای حسین! چه می شد اگر قداره های آخته این چند هزار نفر... که به قصد قربت به حسین بن علی و برائت از یزید بر سر خویش فرود می آمد، تنها رقصی در شهر می نمود تا از برق شمشیرشان دیگر ظالمی را، چه یزید، چه آن دویست تفنگچی روس و چه مزدوران شهر، توان بردار کردن آزادی نباشد!

و امروز همچنان جسد بی جان ثقةالاسلام و... بر دار نظاره گر مردمانی است که حسین تنها لقلقه چند روزه زبان شان است و از راه و اندیشه او ...
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد.

بمنه و کرمه
عاشورای
1397
تبریز - محمدحسن چمیده فر


انتهای پیام

نماید. بنابراین مرداد اگرچه در شرایط شکست را (یا سپس در دلیلی در خورده عزل را به‌سرعت است ترک همان و او بغداد و رده خبر 25 ترک بنابراین بود نیمه عزل در رم شب!) سراسیمه صورت مجلس که رسید دکتر کشور بود؛ گرفته شورای کودتای اقدام به‌سوی مصدق انحلال کشور مصدق وقتی نداشت روندی که هرگاه هم کرد. قانونی عادی


مرجع خبر: صدای شیعه
کسانی سربدار بودند؟ چه , تبریز عاشورای چه بودند؟ , هشت کسانی شهید بودند؟ , هشت تبریز کسانی هشت , هشت بودند؟ سربدار هشت , کسانی بودند؟ سربدار عاشورای , عاشورای تبریز کسانی تبریز
- حزب‌الله؛ پیروز واقعی جنگ سوریه
- اجازه مظلوم‌نمایی به بهائیت نداد علیه فرقه نوظهور
- بانک‌های کشور کاملاً ضد عدالت و غیراسلامی عمل می‌کنند
- اگر مبارزه‌ی با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم
- اذکار ساده برای ایّام پیاده رویِ زوّار اربعین حسینی علیه السّلام
- نوسروده برقعی به شوق امام حسن مجتبی(ع)
- مدیرکل پدافند غیرعامل قم در «رم» به اندازه «قم» نمای رومی ندیدم
- استاد انصاریان چشم‌پوشی از حرام الهی، از خصایل بندگان محبوب خدا
- خاکرند صهیونیست‌ها در عراق به دنبال ترویج فساد اخلاقی هستند
- تهاجم فرهنگی آل‎سعود به جمهوری اسلامی ایران